بسم‌ اللّه‌ الرحمن الرحیم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

طرح مسئله

صنعت ساخت‌وساز همواره نقش موثری در اقتصاد، محیط زیست و شرایط اجتماعی زندگی انسان‌ها داشته است و تمامی صنایع دیگر نیز برای تامین ساختمان و سازه مورد نیاز خود به آن متکی بوده‌اند. با این حال صنعت جهانی ساخت‌وساز به صورت ساختاری دچار مشکل عدم بهره‌وری است و حتی نوآوری‌های متکی به فناوری‌های جدید نیز نتوانسته است این مسئله را به طرز موثر بر طرف کند. در ایران نیز این صنعت از جمله بخش‌های اقتصادی است که علی‌رغم توسعه و گسترش آن در چند دهه اخیر به لحاظ روش‌ها، فرآیندها و زنجیره تامین تغییر و تحول چندانی در آن حادث نشده است. از این‌رو با در نظر داشتن سهم قابل توجه صنعت ساخت‌وساز در اقتصاد کشور، هر گونه ابتکار و نوآوری که بتواند ارزش‌های نهفته در زنجیره تامین صنعت ساختمان را آزا کرده و اتلاف منابع مصروفه در آن را کاهش دهد، مغتنم و حائز ارزش اقتصادی است.

از نظر مصرف مواد و مصالح نیز صنعت ساخت­‌وساز رتبه اول را در بین صنایع مختلف دارد؛ به عنوان نمونه %50 تولیدات فولاد جهانی در ساخت‌­وساز مصرف می­‌شود. لذا کسب‌­وکارهای مرتبط با تأمین مصالح ساختمانی اهمیت و سودآوری بالایی در این صنعت دارند. با این وجود بازار مصالح ساختمانی در ایران بر مبنای راسته‌­بندی و تفکیک سنتی صنوف مختلف شکل گرفته و فروشندگان مصالح مختلف به صورت پراکنده و در راسته‌­های تجاری مخصوص به خود قرار گرفته‌­اند. هر چند این پراکندگی می­تواند برای مشتری موجد مزایایی از جمله مقایسه قیمت‌­ها و تنوع بیشتر محصولات باشد، لیکن تأمین مصالح مختلف برای انجام یک پروژه ساختمانی را دشوار می­‌کند. اگر به موارد پیش­گفته عدم جریان آزاد اطلاعات­، داده‌­های نادرست، برنامه‌­ریزی‌­های غیرواقع­بینانه، مدل‌­های منسوخ قراردادی و ناهماهنگی‌های بین اعضای زنجیره تأمین را نیز بیافزاییم، نیاز به کسب­‌وکارهای ساختارشکنی‌ که بتوانند برای نارسایی‌­های مذکور راه­‌حل‌­های نوآورانه ارائه کرده و این صنعت را متحول سازند، بیشتر نمایان می­‌شود.

امروزه نوآوری در حلقه‌های انتهایی زنجیره تامین و در مراحل توزیع و فروش اهمیت ویژه پیدا کرده و منشا ایجاد ارزش کسب‌وکاری قابل توجهی است. از این‌رو با توجه به کمبود روش‌های خلاقانه فروش در بازار مصالح ساختمانی کشور و بنابه تمایل کارفرما برای امکانسنجی ورود به عرصه توزیع و فروش مصالح ساختمانی در منطقه قطب شهری و صنعتی تهران، پروژه حاضر به منظور ارائه خدمات مشاوره کسب‌وکاری مورد نیاز کارفرما تعریف شده است.
سوال محوری پروژه سنجش میزان سودآوری و بصرفگی سرمایه‌گذاری در بازار مصالح ساختمانی تهران می‌باشد و دیگر سوال محوری این است که بهترین استراتژی ورود به بازار چگونه باید باشد و مدل کسب‌وکاری مناسب این طرح چیست. جزئیات مراحل تأسیس یک مرکز توزیع و فروش مصالح ساختمانی در زمین مورد نظر در این پروژه تعیین خواهد شد. قصد نهایی کارفرما در این پروژه رسیدن به یک برنامه راهبردی و عملیاتی برای ایجاد یک مرکز توزیع و فروش مصالح ساختمانی در یکی از مناطق تهران می‌باشد.

روش حل مسئله

برنامه­‌ریزی مهم­ترین قسمت طرح­‌های اقتصادی است که اگر به درستی انجام گیرد هم هزینه­‌های اجرا را کاهش می‌­دهد و هم با اتخاذ تصمیمات و سوگیری‌­های درست، ایجاد و استفاده از فرصت‌ها و اجتناب از اشتباهات مهلک می‌­تواند موفقیت طرح را تضمین کند. پروژه طراحی مدل کسب‌وکاری و راهبرد بازاریابی بازار مصالح به دنبال این است که بررسی همه­ جانب‌ه­ا را در مورد امکان، چگونگی اجرا و میزان بازدهی یک مجتمع توزیع مصالح ساختمانی در شهر تهران انجام دهد. این بررسی شامل تمامی ابعاد حقوقی، قانونی، اقتصادی، بازاری، نحوه اجرا، استراتژی بازاریابی و طراحی خدمات می­‌باشد.

مشاور سعی نموده است که شیوه انجام پروژه را مبتنی بر خلاقیت و دیدگاه­‌های جامع‌­نگرانه قرار دهد. با هدف افزایش نوآوری مشاور پروژه از تفکر طراحانه و روش‌های قدرتمند ایده‌­پردازی بهره گرفته و با نگاه چندبعدی به مسئله، ابتدا بر رویکرد طراحی خدمت و نگاه به خدمت به عنوان واحد موضوع بازاریابی، لحاظ کردن تمامی طول زنجیره تأمین و خدمات پسینی و توسعه عرضی جامع‌­نگری را بر پروژه حاکم خواهد نمود. مشاور در کنار جمع­‌آوری داده میدانی و کتابخانه­‌ای، در طول پروژه هر جا که لازم باشد، در مقیاس­ کوچک و بزرگ به نظر خبرگان صنعت و اقتصاد رجوع خواهد نمود.

2020-02-02T14:44:37+03:30